چهارشنبه 5 تیر ماه سال 1387
اون لحظه ها فقط می گذشت و اون لحظه ها چه تنها و حقیر می نمودند ولی الان عظمتشون منو اشباع کرده، لحظه هایی که همه هویت من یک دستمال بسته به دستم بود و همه تملک من از دنیا چند متر پارچه ... چی بگم.... چه زود همه چیز اتفاق افتاد...
کمتر از دوهفته دیگه میرم خونه خدا...




